السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
153
تفسير الميزان ( فارسي )
سازد ، چون اوست كه بر هر چيزى احاطه و سلطنت دارد ، با اين حال چگونه ممكن است كسى به ذات او راه يابد تا او را محاط خود قرار دهد ، با اينكه او بر آن كس و راه يا بى او محيط است ؟ صدوق ( عليه الرحمه ) در كتاب معانى الاخبار به سند خود از عمرو بن على از على ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : رسول اللَّه ( ص ) فرموده : معناى توحيد او اين است كه معتقد باشيم كه ظاهرش در باطن او و باطنش در ظاهر او است ، ظاهرش موصوفى است ناديدنى و باطنش موجودى است آشكار و غير خفى ، او در همه جا يافت مىشود ، و هيچ جا نيست كه لحظه اى از او خالى باشد ، حاضر است اما محدود نيست ، غايب است اما مفقود نيست « 1 » . مؤلف : كلام رسول اللَّه ( ص ) در اين مقام است كه وحدت غير عددى خداى تعالى را كه فرع نامحدودى اوست بيان نمايد ، چه نامحدودى است كه باعث مىشود ظاهر توحيد و توصيفش از باطن آن و باطنش از ظاهر آن جدا نباشد ، زيرا ظاهر و باطن از جهت داشتن حد از هم جدا و متفاوتند ، و وقتى حد در بين نبود اين جدايى و تفاوت از بين رفته و مختلط و متحد خواهند شد ، و همچنين وقتى ظاهر موصوف درك كردنى و باطن آن راه نيافتنى و پوشيده است كه اين ظاهر و باطن داراى حدى مخصوص به خود باشند ، و هيچيك از حد خود تجاوز نكنند ، و همچنين حاضر از اين جهت كه محدود است وجودش جمع و جور و حاضر براى شخصى است كه نزد او است ، و غايب از اين جهت كه محدود است ، مفقود است براى شخصى ، و گرنه اگر پاى حد از ميان برداشته شود نه حضور ، حاضر را به تمام وجودش براى كسى مجتمع مىسازد و نه غيبت ، غايب را از نظر او مفقود و پوشيده مىدارد . بحثى تاريخى بايد دانست اين مساله كه براى عالم صانعى است و اينكه اين صانع يگانه است ، از قديمترين مسائلى است كه در بين متفكرين در اين گونه مسائل داير و رايج بوده ، و فطرتشان آنان را به اين حقيقت رهنمايى نموده است ، حتى آيين بتپرستى هم كه بنايش بر شرك است اگر حقيقت معنايش مورد دقت قرار گيرد معلوم خواهد شد كه اين آيين هم در آغاز پيدايشش بر اساس توحيد صانع و اينكه بتها شفيع در نزد خدايند بنا شده است ، « ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّه زُلْفى
--> ( 1 ) معانى الاخبار ص 10 ح 1 .